X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کد دعای فرج برای وبلاگ

اشاره

اول تیرماه هر سال، روز اصناف نام­گذاری شده است که البته دایره گسترده­ای دارد و شامل انواع شغل­ها و حرفه­ها می­شود. در نوشته پیش ­رو، با مراجعه به متون کهن فارسی، این موضوع (یعنی اخلاق اصناف و آداب کسب) را واکاویده ایم و برخی مطالب مرتبط را ـ ­چنان که خواهید دید ـ ارائه کرده­ایم.

سبب شناخت آداب کسب

می­دانیم که از یک سو بسیاری از اصناف، با کسب و تجارت کردن سروکار دارند از سوی دیگر، هر کسبی، آدابی دارد که شناخت آنها، موجب برکت و فزونی مال تاجر و کاسب می­شود. امام محمد غزالی در کیمیای سعادت، درباره لزوم شناخت آداب کسب می­نویسد:

نکته: «چون دنیا منزلگاه زادِ آخرت است و آدمی را به قوت و کِسوَت[1] حاجت است ـ و آن بی­کسب ممکن نیست ـ باید که آدابِ کسب بشناسد؛ که هر که همگی خویش به کسب دنیا دهد، بدبخت است و هر که همگی خویش به آخرت دهد و توکل کند، نیک­بخت است، ولکن معتدل­ترین آن است که هم به معاش مشغول باشد و هم به معاد، ولیکن باید که مقصود، معاد باشد و معاش برای فراغتِ اسبابِ معاد باشد».[2]

فضیلت پی روزی حلال بودن

کاسب و تاجر اگر بخواهند به حرام نیفتند و مال شبهه­ناک به زندگی­شان راه نیابد، ناگریز باید حلال و حرام در کسب­ها را بشناسد و پی روزی حلال باشند.

حکایت: «بدان که خویشتن را و عیال خود را از روی خلق، بی­نیاز داشتن و کفایتِ ایشان از حلال کسب کردن، از جمله جهاد است در راه دین، و از بسیاری عبادت، فاضل­تر است؛ که روزی رسول(ص) با اصحاب نشسته بود. بُرنایی[3] با قوّت، بامدادِ پگاه، بر ایشان بگذشت و به بازار همی شد به دکّان. صحابه گفتند: «دریغا! اگر این پگاه خاستنِ وی در راه خدای تعالی بودی!» رسول(ص) گفت: «چنین مگویید که اگر برای آن می­شود که خود را از روی خلق بی­نیاز دارد یا پدر و مادر خویش را یا زن و فرزند خویش را بی­نیاز دارد، وی در راهِ خدای تعالی است، و اگر برای تفاخر دنیا و لاف و توانگری همی شود، در راهِ شیطان است» .... و گفت: «بازرگانِ راست­گوی، روز قیامت با صدّیقان و شهیدان به هم خیزد».[4]

تجارت دین و تجارت دنیا

نجم­الدین رازی در مرصاد العباد، درباره تقسیم تجارت می­نویسد:

نکته: «بدان که تجارت دو نوع است: تجارت دنیا و تجارت آخرت، و تجارت دنیا هم بر دو نوع است: یکی آنکه از بهر نفع دنیایی است و بس، و دوم آنکه­ از بهر نفع آخرتی است و نفع دنیایی، خود تَبَع بُوَد... .[5]

اما آن تجارت که از برای نفع دنیای است و بس، به غایت مذموم است و حاصلش بی­حاصلی و و زَر و وبال و حساب و تبعت[6] آخرت، رنج آن خسران و زیادتش همه نُقصان و سودش همه زیان.

و اما آن تجارت که برای نفع آخرتی است آن است که حق تعالی می­فرماید: «رِجَالٌ لاتُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ»،[7] و این آیت را مفسران دو معنا گفته­اند: یکی آن­که به تجارت آخرتی تعلق دارد؛ یعنی مردانی­اند که به صورت تجارت و بیع دنیایی مشغول نشوند تا از خدای و ذکر خدای باز نمانند... .

معنی دوم آن است که به تجارت دنیایی تعلق دارد، ولیکن تجارتی که برای نفع آخرتی است؛ یعنی مردانی­اند که صورت بِیع و شِرا بر صورت ایشان اگرچه رود، ولیکن دل ایشان از ذکر خدای باز نماند».[8]

امام محمد غزالی نیز در این باره می­نویسد:

تمثیل: «بدان که هر که وی را تجارت دنیا از تجارت دین مشغول کند، وی بدبخت است، و چگونه بُوَد حال کسی که وی کوزه زرین به کوزه سفالین بدل کند، و کوزه سفالین مَثَل دنیاست و مَثَل آخرت، کوزه زرّین است که هم نیکوست و هم بسیار بماند».[9]

آداب تجارت

تجارت، آداب و شرایطی دارد که بازاریان، تاجران و به طور کلی اهل معامله باید آنها را رعایت کنند. در اینجا، این آداب را از قول مرصاد العباد برمی­شماریم:

توصیه: «پس شرایط آن­که تجارت برای رنج آخرت کند و صحبت انبیا و رسل، آن است که تقوا را شعار و دِثار[10] خویش سازد، و مال را، مال خدای داند و نیت آن کند که در مال خدای برای بندگان خدای به امر خدای و رضای خدای تصرف می­کنم، تا آن­چه بر آن، ربح پدید آید، آن را بر بندگان خدای صرف کنم، و خود را و عیال خود، یکی از آن جمله شمارد.

و از امانت و دیانت، هیچ دقیقه فرو نگذارد و در خرید و فروخت، انصاف نگاه دارد. به مُساهِله[11] خَرَد و فروشد... .

و البته در بِیع و شِرا، سوگند به راست و دروغ نخورد که حق تعالی بایِع حَلاّف[12] را دشمن دارد، و بر اندک ربحی قناعت کند که برکت، قرین[13] قناعت است و حُرمان،[14] قرین حرص که: «الحَریصُ المَحروم»... .

و مَتاع را در آن وقت که خَرَد، نکوهش نکند و در آن وقت که فروشد، مدح نگوید و عیب آن پنهان نکند».[15]

یاد خداوند و سفر آخرت

همه ما انسان ها، اگر چه در ظاهر، اقرار داریم که روزی رسان خداست، ولی با کمال تأسّف، این مطلب به باور قلبی­مان تبدیل نشده است و دنبال زیاده­خواهی و سودبری بیشتر هستیم. سعیدی شیرین­سخن در گلستان خود آورده است:

روایت: «یکی را شنیدم از پیران مربّی که مریدی را همی گفت: چندان که تعلّق خاطر آدمی­زاد است به روزی، اگر به روزی ده بودی، به مقام ملایکه درگذشتی.

فراموشت نکرد ایزد در آن حال

که بودی نطفه مدفون مدهوش

روانت داد و عقل و طبع و ادراک

جمال و نطق و رای و حکمت و هوش

ده انگشت مرتّب کرد بر کف

دو بازویت مرکب ساخت بر دوش

کنون پنداری ای ناچیز همّت

که خواهد کردنت روزی فراموش»[16]

نجم­الدین رازی نیز در مرصاد العباد، راجع به یاد آخرت بودن اهل تجارت، سخن زیبایی دارد:

توصیه: «باید که زندگانی چنان کند که چون وقت سفر آخرت درآید، جمله سود و سرمایه خویش از پیش فرستاده باشد، تا از پس مال خویش تواند رفتن. همچون بازرگانی که به سفری خواهد رفت، مال را از پیش بفرستد، او را در شهر قرار و آرام نماند و در آن کوشد که تا چگونه از پس مال برود، و آن ساعت که وقت رحیل[17] کاروان باشد، او را از آن وقت، خوش­تر نبود».[18]

در مذمت محتکران

برخی از طایفه اصنافِ بی­انصاف، وقتی نایابی کالایی را در بازار می­بینند، هر چه از آن را در اختیار دارند و هر چه می­توانند با لطایف الحیل گرد آورند، به انبار می­برند تا پس از مدتی، به چند برابر قیمت به مردمان بفروشند.

حکمت:«مُحتَکر، ملعون است، و محتکر آن بُوَد که طعام بخرد و بنهد تا گران شود، آن­گاه بفروشد. و رسول(ص) گفت: «هر که چهل روز طعام نگاه دارد تا گران شود و آن گاه همه به صدقه دهد، هنوز کفّارتِ آن نباشد». و رسول(ص) گفت: «هر که چهل روز طعام نگاه دارد به نیت گران شدن، خدای تعالی از وی بیزار است و وی از خدای تعالی بیزار است.» ... [و علی(ع) می­گوید: «هر که چهل روز طعام بنهد، دل وی سیاه گردد»   [ 19...   گفت: «هر که چهل روز طعام نگاه دارد به نیت گران شدن، خدای تعالی از وی بیزار است و وی از خدای تعالی بیزار است